۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

شعر

نگاهمان را به سنگفرش دوختیم
چشمانمان را بستیم
دستانمان را فشردیم
و تنها به صدای او گوش سپردیم
او که سنگفرش ها جولانگاه غم هایش بود
و صدایش میعادگاه افکارمان
سنگفرش ها
دستها
عابر
چشمانمان را باز کردیم
دستهایمان را فشردیم
شاید
فردا
معراج ما باشد

۲ نظر:

محسن گفت...

صدای سنگ فرش ها گوشم را کر کرد!

محسن گفت...

زیبا بود...
من کامنت میزارم پاک میشه! نمی دونم چرا؟